سه روایت از آینده ما و کرونا / کرونا و سناریوهای آینده

  مفهوم آینده را از نظرکرد فلسفی که بنگریم، لطفی دیگر دارد و آنگاه که با مسائل روز و مسأله کرونا تطبیق بدهیم، سویه کاربردی خواهد یافت. سه برداشت از مفهوم آینده شده است: آینده به مثابه امر هستی شناختی، آینده به مثابه امر موهوم و آینده به مثابه امر پدیدارشناختی.

بدون ورود به این برداشت ها، مفهوم آینده دو وجه دارد: وجه هستی شناختی، به عنوان یک واقعیت که با حرکت جوهری عالم ماده رخ خواهد داد و لازمه اش تصرم و تجدد است تا با گذشت آنات متوالی، به آنِ آینده برسد. وجه روان شناختی، که در ذهنیت و نگرش ما انسان‌ها شکل می گیرد. ذهن ما انسان ها همیشه مطابق واقعیت خارجی نیست؛ گاهی جلوتر است، گاهی عقب تر و گاهی در توهم و پنداشت.

 

کرونا با آینده ما چه خواهد کرد؟ / سه روایت از آینده ما و کرونا / شرایط بعد از کرونا چگونه خواهد بود


در نوشتار حاضر وجه روان شناختی نگاه به آیده در کانون تمرکز قرار دارد؛ این وجه از نگاه به آینده و اینکه تصور ما از مفهوم آینده چیست، خودش علت هایی دارد. چه می شود که مثلاً یکی آینده را خوب می بیند و یکی دیگر بد می بیند. آنچه وجه روان شناختی آینده را می‌سازد:

1 / باورهای بنیادین، مثل خداباوری، ایمان به معاد، باور به قوانین هستی شناختی و فرجام نیک عالم؛

2 / نگرش روان شناختی، مثل خوش بینی یا بدبینی یا واقع بینی؛

3 / ساختارهای شخصیت، مثل درون گرایی، برون گرایی و شخصیت کمال طلب؛

4 / رفتارهای اخلاقی، مثل نظم و برنامه ریزی و صبر و تقوا؛ (و من یتق الله یجعل له مخرجاً)

5 / وضعیت موجود، از نظر میزان پیشرفت در برنامه ها و رضایت از زندگی؛

با چشم داشتن به این علت‌ها، تصویر آینده در ذهن ما تغییر خواهد کرد. تا کنون دو روایت در باره آینده پس از کرونا شکل گرفته است و البته این دو روایت در موارد متعدد رویاروی هم بوده و خواهند بود. به این دو روایت خواهم پرداخت و سپس از روایت سوم دفاع خواهم کرد.

روایت بدبینانه:

در این تصویر، آینده تاریک است و جریان امور رو به زوال پیش خواهد رفت. اگر وضعیت فعلی بد است، وضعیت بعدی به مراتب بدتر خواهد شد. شیوع کروناویروس در مرتبه نخستین دو ساخت سیاسی و اقتصادی جامعه را رو به تحلیل خواهد برد. در ساخت اقتصادی چنانچه در اقتصاد چین دیده ایم، با فروریزی شدید همه شاخص های رشد، کاهش شدید نرخ ارز، فزونی تقاضا از عرضه، رکود اقتصادی، هدررفت سرمایه اجتماعی، عدم سرمایه گذاری، کاهش شاخص بورس و اُفت تولید مواجه خواهیم بود. در ساخت سیاسی به دلیل گستردگی شیوع و ناشناختگی موضوع با ناکارآمدی و عدم مدیریت بحران مواجه خواهیم بود.

این دو ساخت که به زوال برسد، بر ساخت اجتماعی اثر خواهد گذاشت و شاهد گسترش بی اعتمادی عمومی، تنازع بقا، گسترش ناهنجاری های اجتماعی من جمله فقر و خشونت، تهدید فراگیر نظام سلامت و از بین رفتن شاخص‌های بهداشت روانی خواهیم بود. این روایت بدبینانه به صورت طیفی و کیفی وجود دارد از بدبینان مطلق که هر پیشامد شری را مساوی با مرگ سیاره می دانند و پایان عالم، تا بدبینان نسبی که اکثریت دارند.

روایت خوش بینانه:

در این روایت، آینده روشن است و جریان امور رو به بهبود پیش خواهد رفت. وضعیت فعلی خوب است و وضعیت بعدی خوب تر خواهد شد. این روایت خوش بینانه امروزه در میان مدافعان رویکرد آخرالزمانی وجود دارد. برخی افراد، زمان امروز را آخرالزمانِ پیشاظهور می دانند که بلایا و ابتلائات به اوج خود خواهد رسید و در پی تطبیق علائم ظهور با حوادث و وقایع روز اند که از آن جمله، شیوع کروناویروس را بر مرگ سفید یا طاعون گفته شده در روایات تطبیق کرده اند.

از این منظر گسترش بیماری، جهت تمحیص و خالص‌سازی انسان‌ها و تفکیک انسان های پاک و ناپاک صورت می گیرد. چرخه حذف انسانهای ناپاک و ناخالص را و نیز تحقق علائم ظهور را باید مصداق رحمت دانست که ما را به آینده روشن ظهور متصل خواهد کرد. با این خواهد بود. »ظهور« حساب، گسترش بیماری و رشد مرگ و میر انسانها، یک شر قلیل است که لازمه خیرکثیرِ این روایت خوش بینانه نیز به صورت کیفی و طیفی وجود دارد، از خوش بینان مطلق که یا شر نمی بینند یا شر قلیل می بینند تا خوش بینان نسبی که اکثریت دارند و علی رغم قول به تاثیرات منفی شیوع بیماری کووید 19به عبور از این مرحله به عنوان مرحله ای در تاریخ تجربه بشری معتقدند.

روایت واقع بینانه:

برای رسیدن به روایت سوم، روایت واقع بینانه، باید این دو مقدمه ضروری را پیش چشم خود داشت. اول: شیوع کروناویروس خواه ناخواه تاثیرات منفی خود را به جا خواهد گذاشت. درصدی مرگ و میر، احتکار و گران فروشی و سوء مدیریت از این نمونه هاست بنابراین نمی توانیم به ضرس قاطع بگوییم تاثیرات آن مثبت خواهد بود.

دوم: وضعیت آینده بستگی به رفتارهای الان دارد. آینده روان شناختی فرد عبارتست از بروز و ظهور صفات و تبعات کارها و رفتارهای انسان در زمان حال. اگر الان استرس نابهنجار داشته باشی، در آینده آلزایمر خواهی گرفت. آلزایمر گرفتن نتیجه ی رفتار الان است. فلاسفه اگزیستانسیالیست، درباره مفهوم آینده بر این باورند که آینده عبارتست از گشودگی و امکان نسبت به آنچه الان وجود دارد. آینده یک واقعیت از پیش تعیین شده نیست لذا نسبت به تحقق هر گونه واقعیت گشودگی دارد و ممکن است. اینجا نقش اراده و مسوولیت معلوم می شود. ما در قبال آینده مسوولیم به این معنی که هر عملی انجام دهیم، عکس العملی بالضروره در پی خواهد داشت. هر کاری انجام بدهی یعنی داری یک نوع آینده برای خودت مقدر می‌کنی. با این توضیحات، روایت واقع بینانه در دو سطح جامعه و فرد مشخص خواهد شد.

آینده جامعه: جامعه در آینده قطعاً دچار تمایزگذاری خواهد شد. کسانی که در شرایط بحرانی شیوع کرونا، درست رفتار کرده اند کدگذاری می شوند با عنوان های ارزشی مثبت و کسانی که نادرست رفتار کرده اند، کدگذاری می‌شوند با عنوان های ارزشی منفی. جامعه بدین صورت فرق خدمت گذاران و خیانت کاران را خواهد فهمید و در حرکت جمعی خویش تجدید نظر خواهد کرد. خادم ها و فضیلت مندان نمود عینی جامعه فردا خواهند شد و خائن ها و رذیلت مندان از حرکت جمعی کنار زده خواهند شد. درست کاران محرک تاریخ امروز خواهند شد بدین ترتیب جامعه یک اصلاح درونی را تجربه خواهد کرد.

آینده فردی: اگر آینده جامعه روشن باشد ولی فرد، با عملکرد نادرست، آینده ای تاریک داشته باشد، روشنی آینده جامعه سودی به حالش ندارد. از دیگر سو اگر آینده جامعه تاریک باشد ولی فرد، با عملکرد درست، آینده ای روشن داشته باشد، تاریکی آینده جامعه ضرری به او نخواهد زد. این نکته اخلاقی، یادگار سقراط فیلسوف یونان باستان است که فضیلت را در هر شرایطی که هست پاس بدار. بد شدن دیگران ضرری به تو نمی زند اگر تو خوب باشی. بنابراین آینده فردی مطلوب بالضروره در گرو عملکرد امروز و اکنون ماست. آینده همه جوره و هر جور ممکن است رقم بخورد، شرط آینده روشن، عمل فضیلت مندانه امروزی است. هر کدام از ما افراد، در شرایط فعلی اگر مطابق عقل و وجدان، به عمل فضیلت مندانه پای بند بودیم، آینده ای روشن خواهیم داشت.

رویکردبدبینانه مبتنی بر پیشفرض ناامیدی فراگیر و بدبینی نسبت به طبیعت انسانی است لذا نمی تواند عملکرد مثبت افراد را ببیند و در برساخت آینده اش موثر بداند. رویکرد خوشبینانه نیز مبتنی بر نادیده انگاری اراده انسان و ملازم ندانستن عمل و غایت آنست. علائم ظهور نسبت علت و معلولی با ظهور ندارد. اتفاقاً ظهور، غایت اعمال فضیلت مندانه منتظران است که در نتیجه عملکرد درست آنها رخ خواهد داد.

شرایط بحرانی امروز کلمه «مسوولیت» را در سطوح فردی و جمعی برجسته کرده است. هرچه باشد از این شرایط عبور خواهیم کرد ولی وضعیت آینده برای کسی مطلوب خواهد بود که امروز مسوولیت بپذیرد و پای عمل به مسوولیت خود بایستد.

ساختن امروز یعنی ساختن فردا. قبل از اینکه شرایط به ضرر ما بشود و آینده ما را خراب بکند، باید به خود بیاییم و عوامل آینده ساز از باورهای بنیادین، نگرش روان شناختی و عملکرد خود را یک بار دیگر بسنجیم.

 

میثم امانی

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز

1399/01/27