بی تدبیری در مدیریت بحران کرونا در گفتگو با دکتر پورعزت

4 گروه تهدیدکننده امنیت ملی در برخورد با پدیده کرونا باید تنبیه شوند/ دومینوی فاسد باعث افزایش بُرد تخریب بحران می‌شود

رئیس انجمن مدیریت دولتی ایران گفت: گاهی در بحران نوعی دومینوی فاسد شکل می‌گیرد که موجب اتخاذ تصمیم‌های عجیب و غریب و افزایش بُرد تخریب بحران می‌شود.

«پیک اصلی کرونا در هفته جاری است»؛ جمله وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نه‌تنها صحبت رئیس جمهور مبنی بر بازگشت کشور به حالت عادی از شنبه 10 اسفندماه 1398 را نقض کرد؛ بلکه نگرانی مردم برای کنترل ویروس ترسناک کرونا را افزایش داد.

هر روز آمار جدیدی از تعداد مبتلایان و افرادی منتشر می‌شود که جان خود را بر اثر ابتلا به ویروس کرونا از دست می‌دهند. مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شده‌اند، قیمت ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده به شکل سرسام‌آوری بالا رفته و بسیاری از مردم، خود را در خانه حبس کرده‌اند. در چنین شرایطی، ضعف مسئولان دولتی در مدیریت بحران بیش از پیش نمود داشته و بار دیگر این سؤال مطرح شده است که آیا مدیریت بحران، علم است یا برآمده از تجربه؟

علی‌اصغر پورعزت، استاد دانشگاه تهران ابعاد مختلف علم «مدیریت بحران» را بررسی و از لزوم به‌کارگیری روش‌های علمی و عقلانی توأمان صحبت کرد.

چالش‌های فکری و عملی مدیریت بحران در ایران

پورعزت با اشاره به چالش‌های فکری و عملی مدیریت بحران در ایران اظهار کرد: کشور ما در شمار بحران‌خیزترین کشورهای جهان قرار دارد؛ بحران‌های طبیعی و بحران‌های اجتماعی که ممکن است گاهی انسان‌ساخته باشند. بحران‌های طبیعی نظیر زلزله، سیل، گسست زمین و تخریب خاک، بحران‌های اجتماعی نظیر شورش، آشوب و انقلاب و بحران‌های انسان‌ساخته نظیر احداث سد گتوند و آوردن بیماری‌های واگیردار.

وی ادامه داد: در چنین کشوری باید مدیریت بحران به‌منزله گرایشی تخصصی در مدیریت دولتی و بازرگانی مد نظر قرار گیرد. گاهی پرسیده می‌شود که چرا در ایران به مدیریت بحران توجه نمی‌شود؟ پاسخ این است که در ایران به هیچ کدام از گرایش‌های مدیریت به حد کافی توجه نمی‌شود؛ به‌ویژه در بخش دولتی.

هنگاهی که فرد، کار خود را بلد نباشد، کارهایی که بلد است را جایگزین کرده و از روش‌های گوناگون معناستیزی، معناگریزی و معنابخشی کاذب برای توجیه ناتوانی و بی‌لیاقتی خود استفاده می‌کند

مدیریت بحران؛ علم یا تجربه

رئیس انجمن مدیریت دولتی ایران خاطرنشان کرد: معمولاً در کشور ما با مدیریت بحران به‌صورت علمی برخورد نمی‌شود. دلیل برخورد غیرعلمی با بحران را می‌توان در سویه‌های فلسفی، علمی و سیاسی تحلیل کرد.

سویه فلسفی ضعف مدیریت بحران

استاد دانشگاه تهران بیان کرد: برداشت غلط از مفهوم تقدیر موجب می‌شود که افراد، کارها را به رخدادهای گوناگون بسپارند و به‌جای اقدام عالمانه و عاقلانه، به تقدیرگرایی روی آورند. تقدیرگرایی، رویه دیگر باور به جبر است. جبرگرایان، انسان را فاقد توان تغییر سرنوشت دانسته و نوعی تنبلی فکری (Mental Loafing) را بر خود مستولی می‌سازند، دال بر اینکه حوادث هستی از پیش تعیین شده‌اند، پس کاری نمی‌توان کرد و اگر هم کاری انجام دهیم، فایده نخواهد داشت.

پورعزت یادآور شد: این رویکرد در طول تاریخ، خسارت‌های بسیار به ساختار تمدنی کشور ما وارد کرده است، به‌طوری که می‌توان فروپاشی حکمرانی صفویان را در جریان حمله محمود افغان و اشرف افغان ناشی از شیوع چنین تفکری دانست.

سویه علمی ضعف مدیریت بحران

وی افزود: نگاه کلی به مدیریت و بی‌دقتی به جنبه‌های فنی آن موجب می‌شود که در بسیاری از موارد، امکان برخورد علمی با مدیریت بحران وجود نداشته باشد.

رئیس انجمن مدیریت دولتی ایران تصریح کرد: دست‌کم موردی را در ذهن دارم که فردی ادعای تدریس مدیریت بحران داشت؛ اما تفاوت بحران و فاجعه را نمی‌دانست و به سبب خواندن یک کتاب فارسی در این باره، مسئولیت تدریس این درس را برعهده می‌گرفت، در حالی که مدیریت بحران، گرایشی فوق تخصصی بوده و مستلزم رصد وقایع گوناگون بحرانی در قرون اخیر و تلاش برای درس‌آموزی از آنهاست.

سویه سیاسی ضعف مدیریت بحران

پورعزت تأکید کرد: می‌دانیم که مدیریت سیاسی کشور، حال و هوای روابط قبیله‌ای داشته و به هیچ وجه شایسته‌سالار نیست، به‌طوری که از ریاست جمهوری تا وزارت و پست‌های معاونت و اداره کل، کمتر مواردی را می‌توان مبتنی بر شایسته‌سالاری فرض کرد.

وی ادامه داد: هر پست، الزاماتی دارد که در صورت فقدان آن الزامات، شخص ناشایسته می‌شود. در مدیریت بحران، افرادی باید به کار گماشته شوند که ذهن آنها مملو از رصد تجربه‌های موفقیت‌آمیز و شکست‌خورده در مدیریت بحران کشورهای دیگر یا تجربه‌های تاریخی کشور باشد؛ افرادی که می‌توانند در برابر هر حادثه، فرمول یا طرح یا ایده نافذی را ارائه کنند و برای مقابله با بحران، سناریو داشته باشند.

علم و عقل هم‌پایه و هم‌ریشه هستند. در مواجهه با بحران باید خردمندانه عمل کنیم و جلوه‌ای از این خردمندی، به‌کار گرفتن تجربه‌های علمی در مواجهه با بحران است

استاد دانشگاه تهران با اشاره به نبود مسئولیت‌پذیری کافی بین چهره‌های سیاسی کشور گفت: افرادی که معناگریز نیستند، از معنابخشی کاذب می‌پرهیزند و مسئولیت‌پذیرند و یاد گرفته‌اند که ولو مدت طولانی از خویش را در خارج از شرایط بحرانی سپری کرده باشند، گوش به زنگ و آماده اخذ تصمیم‌های سرنوشت‌ساز در دوره‌های حساس بحرانی باشند. افرادی که قدرت تشخیص کافی دارند، می‌توانند در شرایط دشوار، تصمیم‌های مهم بگیرند، در حالی که متأسفانه در چهره‌های سیاسی کشور، ظرفیت فکری و علمی و شخصیتی این حد از مسئولیت‌پذیری وجود ندارد. ذات نایافته از هستی‌بخش، کِی تواند که شود هستی‌بخش. واضح است که چنین افرادی نمی‌توانند مبلغان خوبی برای مدیریت بحران باشند.

سنت عدم آمادگی و غافلگیری

پورعزت خاطرنشان کرد: بحران اساساً ماهیت غافلگیرکنندگی دارد، مدیران بحران را آموزش می‌دهند تا غافلگیر نشوند. توجه کنید که مدیران بحران و بدنه کارشناسی و عملیاتی سازمان‌های متولی مواجهه با بحران ممکن است سال‌ها بیکار باشند؛ اما حقوق دریافت کنند و صرفاً به تمرین بپردازند تا بتوانند در بزنگاه بحران، درخشان عمل کنند.

وی افزود: مردم در بحران غافلگیر می‌شوند، حتی مدیران عادی غافلگیر می‌شوند؛ اما مدیران بحران نباید غافلگیر شوند. آنها باید غافلگیری دیگران را مدیریت کنند؛ اما هنگامی که افراد تن‌پرور، کُندذهن و مسئولیت‌ناپذیر به سمت‌های فوق تخصصی بحران‌ستیزی گمارده می‌شوند، تمایل دارند که بحران را همچون یک فروشگاه یا بانک اداره کنند. این‌ها درک صحیحی از مقوله زمان در بحران ندارند.

زمان در بحران

رئیس انجمن مدیریت دولتی ایران بیان کرد: زمان در دوره‌های بحرانی، مفهومی متفاوت پیدا می‌کند؛ گویا در دوره بحران، فشار زمان بیشتر می‌شود، ضمن اینکه تعلل‌ها و سستی‌ها، تنگناهای زمانی را می‌افزایند. هرگونه تعلل و سستی ممکن است پیامدهای جبران‌ناپذیری داشته باشد، پس مدیر بحران باید گوش به زنگ باشد. در یک مورد در حالی که بحران سیل، زندگی مردم را نابود می‌کرد، یک مدیر نادان از برکات باران می‌گفت! این فرد، شایستگی اداره خود را هم ندارد؛ چه برسد به بحران در یک کشور.

پورعزت ادامه داد: هنگاهی که فرد، کار خود را بلد نباشد، کارهایی که بلد است را جایگزین کرده و از روش‌های گوناگون معناستیزی، معناگریزی و معنابخشی کاذب برای توجیه ناتوانی و بی‌لیاقتی خود استفاده می‌کند.

توکل و امید در بحران

وی با اشاره به رابطه عمیق و محکم بین توکل و امید، یادآور شد: توکل، معنای عمیقی دارد که شایسته است برای افزایش سطح امید در دوره‌های بحران، بیشتر مد نظر قرار گیرد. بین توکل و امید، رابطه‌ای محکم وجود دارد، ضمن اینکه توکل به معنای واگذاری امور به خودی خود نیست؛ توکل مبتنی بر عقلانیت است. احساس رابطه با پروردگار و درک حمایت خداوند، فرد را به آرامش می‌رساند تا بهتر تصمیم بگیرد و در دومینوی تصمیم‌های مخرب نیفتد.

استاد دانشگاه تهران تأکید کرد: گاهی در بحران نوعی دومینوی فاسد شکل می‌گیرد که موجب اتخاذ تصمیم‌های عجیب و غریب و افزایش بُرد تخریب بحران می‌شود. گاهی اوقات تخریب ناشی از بحران‌های اجتماعی برآمده از بحرانی طبیعی، از تخریب ناشی از خود بحران طبیعی بیشتر است.

علم و عقلانیت در بحران

پورعزت تصریح کرد: علم و عقل هم‌پایه و هم‌ریشه هستند. در مواجهه با بحران باید خردمندانه عمل کنیم و جلوه‌ای از این خردمندی، به‌کار گرفتن تجربه‌های علمی در مواجهه با بحران است.

وی با اشاره به نمودار بالا گفت: نوع‌شناسی نمودار فوق بسیار مهم است. دعا و معنویت، آرامش‌بخش است، کارکرد دارد و از شتاب‌زدگی و افزایش خسارت‌های ناشی از آن می‌کاهد؛ اما همراه و هم‌نوا با دعا و معنویت، باید روش‌های علمی خردمبنا را به‌کار بست. در مدیریت بحران، ایمان به موفقیت اهمیت زیادی دارد و موجب افزایش تاب‌آوری می‌شود، ضمن اینکه خردمندانه عمل کردن نیز حائز اهمیت بسیاری است، دعا کارساز بوده و عقلانیت، قوام‌بخش است.

تدابیر پیش‌بینی در بحران

رئیس انجمن مدیریت دولتی ایران تصریح کرد: اگر مدیران بحران، متخصص و متعهد باشند، باید برای هر وضعیت بحرانی، سناریویی را آماده کرده باشند. اگر سیستم مدیریت بحران را فاقد سناریو دیدید، مطمئن باشید که توسط افراد نالایقی مدیریت می‌شود.

اشتباهات مدیران بحران در برخورد با پدیده کرونا

پورعزت با بیان اشتباهات مدیران بحران در مواجهه با شیوع ویروس کرونا در کشور گفت: در برخورد با پدیده کرونا، اشتباهات متعددی رخ داد؛ اول اینکه مدیران بحران باید پیش‌دستانه، مانع پرواز رفت و برگشت به چین می‌شدند، دوم اینکه باید به سرعت مسافران را قرنطینه می‌کردند. ببینید چگونه داد و ستد تجاری موجب تهدید امنیت ملی ما شده است.

وی افزود: سوم اینکه باید مردم آماده می‌شدند و دستورالعمل‌های صریح و دقیق برای جلوگیری از انتشار بیماری در اختیار آنها قرار می‌گرفت، چهارم اینکه باید سرمایه اجتماعی تقویت می‌شد؛ این امر مستلزم تشویق مردم و تنبیه خطاکاران بود. تصمیم‌گیرندگان پرواز به چین، افرادی که در اطلاع‌رسانی تعلل کردند، مخالفان قرنطینه شدن بیمارشدگان و محتکران لوازم اولیه مردم نظیر ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده؛ هر چهار گروه، تهدیدکننده امنیت ملی بوده‌اند و باید تنبیه شوند. اکنون مردم باید به یاری یکدیگر فراخوانده شوند و اقشار آسیب‌پذیر مورد توجه بیشتری قرار گیرند.

استاد دانشگاه تهران در پایان خاطرنشان کرد: مقابله با بیماری کرونا، پرهزینه است و نیاز به خوراک و دارو دارد. اینجا همه مردم باید بفهمند که اگر فقرا بیمار شوند، ثروتمندان نیز بیمار خواهند شد، پس راه حل مشکل، بذل توجه به یکدیگر است.

1398/12/10