مدل مسجد – محله – گروه جهادی؛ راهکاری برای حل سناریوی بدبینانه ی کرونا


هرچه جلوتر می رویم مسئله کرونا پیچیده تر و گسترده تر و غامض تر می شود. خوش بینانه ترین حالت این است که در یک دوره کوتاه مدت (مثلاً حدود سه ماه) این بیماری کنترل و مهار شود؛ در این سناریو تعطیلی اماکن عمومی، اماکن مذهبی، بازارها، ادارات و سایر تجمعات برای یک دوره مشخص تعطیل می شود و طبیعتاً در این دوره کوتاه مدت مهمترین عامل مهار ویروس #کوید19 قطع زنجیره انتقال همچون قرنطینه خانگی و راهکارهای مشابه است. در این حالت عمده ی بارِ اصلیِ مسئولیت حلِ مسئله #کرونا بر عهده دولت است و مهمترین نقشِ مردم، همکاری و مشارکت در استراتژی قرنطینه ی خانگی است.


اما به دلیل ابهامات و روشن نبودن رفتار این ویروس و برای پیشگیری از غافلگیری، به ناچار باید به سناریوی بدتری هم فکر کرد. سناریویی که در آن برای یک دوره طولانی (مثلاً یکسال یا بیشتر) میهمان کشور باشد. آنگاه چه باید کرد؟ آیا با همین استراتژیِ «در خانه بمانید» می توان ادامه داد؟ چقدر مردم را می توان در منزل نگهداشت؟ کسب و کارها چه خواهد شد؟ آیا دولت می تواند به تنهایی بار اصلی مقابله با این ویروس را در بلندمدت بر دوش بکشد؟ آیا راهکاری برای مدیریت موثر در بلندمدت وجود دارد؟


امیدواریم که این ویروس در کوتاه مدت مهار شود و قطعاً در همین دوره کوتاه مدت راهی جز در خانه ماندن وجود ندارد. اما در سناریوی بدبینانه یعنی ماندگاری کرونا در یک دوره طولانی مدت، استفاده از ظرفیت و توان مردم به عنوان راهبرد مقابله، باید در دستور کار قرار گیرد؛ یعنی مردمی سازی اموراتی که دولت باید آنها را واگذار کند یا احتمالاً توان انجام آن را ندارد. در این راهبرد می بایست مجموعه های بسیجی، گروه های مردمی یا گروه های جهادی (گروه جهادی به معنای افرادی که در حوزه های مورد نیاز، اقدام به فعالیت های پر شتاب و بی وقفه می نمایند لذا با این تعریف دانشمندانی که کارعلمی انجام می دهند نیز شامل می شود)، در قالب مدل محله محور وارد عرصه مقابله با کرونا شوند. نویسنده معتقد است که هر اقدامی حتی قرنطینه خانگی باید از محلات شروع شود، یعنی باید شهرهای کشور به ویژه شهرهای بزرگ را به واحدهای کوچکتری به نام محلات تقسیم نمود و تمرکز را برروی محلات قرار داد. از سوی دیگر اگر قرار باشد که ظرفیت مردم در مدل محله محوری بکار گرفته شود آنگاه باید مساجد را به عنوان مرکز ثقل محلات مورد توجه قرار داد. یعنی از آنجا که در هر محله حداقل یک مسجد وجود دارد؛ می تواند به عنوان مرکز مدیریت بحران محلات نقش آفرینی نماید. سه عنصرِ گروههای مردمی و جهادی، مسجد و محله، عناصر اصلی این طرح بوده و عملاً بار سنگین مدیریت بحران کرونا از تمرکز در سطح یک شهر، خرد شده و در سطح محلات توزیع می گردد. در این طرح گروه های جهادی و مردمی با محوریت مساجد اقدام به ارائه خدمات مختلف به اهالی محله خود می نمایند. لذا در عین آنکه عملیات مقابله و مواجهه با کرونا در حال انجام است، روال نیمه عادی زندگی در هر محله از طریق بازگشایی بازارها، ادارات و سایر مجموعه های خدماتی امکان پذیر و مسیر خواهد شد.

مدیریت بحران کرونا و آینده پژوهی ظفری

در جمع بندی باید گفت در کوتاه مدت راهی جز در خانه ماندن و قرنطینه خانگی نیست. اما اگر بحران کرونا طولانی و بلندمدت شود، جز با به میدان آوردن مردم و خرد کردن، تمرکززدایی و توزیع نمودن مسئولیت ها از سطح دولت به گروههای جهادی، از سطح ملی و استانی به سطح محلات و از سطح ستاد ملی کرونا به مدیریت بحران در مساجد امکان پذیر نخواهد بود. اگرچه در حال حاضر در نقاطی این مدل بصورت تجربی بکارگرفته شده است اما از هم اکنون باید زیر ساخت آن را در سطح گسترده فراهم نمود تا از غافلگیری آینده، جلوگیری شود.

1399/01/10