بحران کرونا و مقایسه در شرایط نسبتاً برابر

تجربه نشان داده است که «کنشِ واقعیِ جامعه» و رفتارهای نهفته و نهادینه شده­­ی یک جامعه در شرایط بهم ریخته و غیر عادی خود را نشان داده و بروز می­دهد.

 

تاکنون به مدد امپراتوری رسانه­های معاند، همواره برساخت رسانه­ایِ «خودتحقیری» به افکار عمومی ملت ما القاء می­گردید و در هر حادثه­ای و به بهانه­ای، موجی از اخبار منفی با رویکرد سیاه­نمایی، به جامعه ایرانی پمپاژ می­شد. اینکه در هر غائله­ای، جامعه ما را عقب­مانده، غیر منسجم، متلاشی شده، فردمحور و به­دور از استانداردهای جهانی معرفی و با سایر کشورهای به ظاهر متمدن مقایسه می­کردند. اما اکنون و به واسطه شیوع جهانی کروناویروس، همه کشورها با یک بحران مشابه درگیر شده اند فلذا شاید بتوان گفت که در شرایط نسبتاً برابرِ کرونایی، فرصت مقایسه واقعی بین ملت ما با سایرین، دست داده است.  

تصویر واقعی مردم ایران، تصویر جامعه‌، فرهنگ و مردمی است که از چالش­ها و بحران­های چهار دهه گذشته به­نحوی خارق­العاده عبورکرده و با کسب مزیت برتر، قواعد رفتاریِ خاصِ خود را مبتنی بر «عقلانیت اسلامی – ایرانی» در مواجهه با بحران­ها شکل داده است و جالب آن است که در هر بحران جدید، به جای آنکه ضعیف­تر شود، ظرفیتِ چنین جامعه­ای بالاتر می­رود. 

 

در شرایطی که سطح شیوعِ بحرانِ کرونا، جهان­شمول شده است، می­توان چنین جامعه­ای را با سایر کشورهای جهان مقایسه کرد. به عنوان نمونه:

در آمریکا از ترس قحطی، قفسه­ی فروشگاه­های بزرگ توسط مردم غارت می­شود؛ مردم از ترس غارت شدن منازل و اموالشان توسط دیگران و برای محافظت از خود و خانواده­شان در دوران قحطی کرونایی برای خرید اسلحه مقابل اسلحه فروشی­ها صف بسته­اند؛ در اکثر کشورها برای انجام تست بیماری هزینه­های هنگفتی دریافت می­شود و فقرا امکان بستری در بیمارستان را ندارند؛ دولتمردان­شان بی آنکه جان مردم برایشان مهم باشد به راحتی می­گویند جمع زیادی از مردم خواهند مُرد و ما کاری نمی توانیم بکنیم؛ در سوئد و فرانسه چالش لیس زدن در اماکن عمومی راه می اندازند که اثبات کنند مکانهای پررفت و آمدشان پاکیزه و عاری از کروناست؛ در استرالیا، کانادا و آمریکا بحران تهیه دستمال کاغذی به وجود می آید و مردم با قاپ زنی از یکدیگر تلاش می کنند نیاز خود را برآورده کنند؛ این یعنی بحران در بحران و انفعال در شرایط بحران.

 

اما شما ملاحظه می کنید در همین زمان در کشور ما اقدامات مردم منفعلانه نیست بلکه با برخوردی فعالانه و شبانه روزی به مواجهه ی کرونا می روند؛ روابط مردم مبتنی بر اعتماد است و بجای آنکه مردم از هم بترسند به کمک هم می­شتابند؛ ایثار، همبستگی و از خود گذشتگی به مثابه یک رفتار اجتماعی نهادینه شده، پررنگ­تر از گذشته می شود به عنوان نمونه عده­ ای بصورت خودجوش و داوطلبانه بر بالین بیماران کروناییِ مثبت، حاضر می شوند و کادر درمانی را به اشکال مختلف پشتیبانی می کنند؛ تعاون و همدلی به اوج می رسد و گروه های جهادی، گروه های مردمیِ خودجوش، طلبه ها، موکب های سلامت، با هزینه های مردمی اقدام به گندزدایی معابر عمومی نموده و یا کارگاه تولید ماسک راه می اندازند تا کمبودها جبران شود؛ برخی از مالکان از مستاجران خود اجاره بها دریافت نمی کنند؛ هیات های مذهبی با ارائه خدمات اجتماعی برای حل مسئله کرونا به میدان می آیند؛ انجام دستورات پزشکی نه از روی ترس بلکه به عنوان یک رفتار اجتماعی معقول در زمان بحران مورد پذیرش قرار می گیرد؛ با اینکه در ایام تعطیلات عید هستیم و معمولا خریدها بیشتر از زمان­های دیگر است اما به نسبت سال های قبل خریدها معقولانه تر است و مردم با یک رفتار عقلانی - اجتماعی اقدام به خرید بیش از حد نیازهای خود نمی کنند؛ و با اینکه در شرایط تحریمی هستیم نه قحطی همانند سایر کشورها رخ داده و نه رفتار غیر عقلانی ناشی از فوبیای اجتماعی مردم.


این است تصویر واقعی مردم ایران، کدام کشور را سراغ دارید که مردمش چنین رفتار متمدنانه ای در زمان بروز بحران از خود نشان داده باشد؛ کدام کشوری را سراغ دارید که مردمش اینگونه ایثار جمعی را از خود بروز می دهد؟! این روحیه همان مقاومت فعال مردم ایران در شرایط اضطراری است؛ ویژگی یک جامعه زنده که در مواجهه با بحرانها، رویکردی فعالانه اتخاذ می کند و هیچگاه منفعل نشده است.

و دو نکته پایانی اینکه:

  1. تحلیلگران و به نخبگان دانشگاهی که مرتب بر طبل «خودتحقیری ملی» می دمند باید به این نکته توجه کنند که یا جامعه ایرانی را درست نمی شناسند و یا باید دستگاه تحلیلی خود را اصلاح نمایند.

  2. و در نهایت ما همچنان در شرایط برابر با سایر کشورها نیستیم؛ آنها در شرایط تحریمی مدیریت بحران کرونا را انجام نمی دهند؛ شبکه های معاند رسانه ای و هزاران اکانت فیک مجازی معاند ندارند که مدام با تزریق روحیه یاس و ناامیدی، ذهن جامعه ی درگیر با کرونا را آزار و خراش دهند؛ ما هنوز شرایط مان برابر نیست به همین دلیل نوشیم در شرایط نسبتاً برابر.   

1399/01/03