قدرت نفوذی؛ رویکرد جدید ابرقدرت­ها

حسین ظفری: 

استفاده از جنگ اطلاعاتی یا سوء استفاده از اطلاعات به عنوان ابزار قدرت نفوذی است و راه مقابله با این نوع تهدید، افشای تکنیک­های آن به­ ویژه جنگ اطلاعات است زیرا که این اقدامات نمی­توانند برای مدت طولانی پنهان بمانند و بر ملا شدن ابعاد قدرت نفوذی شایسته ­ترین راهبرد است.

به گزارش سیاست پارسی: از زمانیکه قدرت نرم به عنوان رویکردی جدید در اوايل دهه ٧٠ ميلادي (در اوج جنگ سرد) در دستور کار کمیته خطر جاری آمریکا قرار گرفت تاكنون، مدلهاي متعددي از استفاده­ قدرت براي اعمال و تحميل خواسته­ های ابرقدرت­ها بر ساير كشورها بكار گرفته شده است. قدرت سخت، قدرت نرم، قدرت هوشمند و اكنون قدرتي به نام قدرت نفوذی. فصل مشترك همه قدرت­هاي مذكور، تاثيرگذاري بر اذهان و شكل دهي به ادراكات در قالب نبرد تصاوير است یعنی تلاش براي تصويرسازي از شرايط اكنون و تثبيت تصويری مطلوب ابرقدرت­ها در اذهان یک ملت، نقطه كانوني همه اقدامات از جمله اقدامات نظامي، اطلاعاتي و به ويژه ديپلماتيك كشورهاست.

 

قدرت سخت، از دو مولفه «اجبار» و «دریافت امتیاز» تشکیل شده است، در حالی که قدرت نرم اغلب با  سه مولفه «شکوه»، «اقتدار» و «جذابیت» توصیف می­شود. اغلب تحليلگران معتقدند كه اقدامات نظامی و سخت نه تنها نمي­تواند محبوبیت کشوری در فضای بین­المللی را ایجاد کند بلکه برعکس، در اکثر موارد نفرت و واکنش منفی جهانی را به دنبال خواهد داشت. از سال 1945 تاریخ مملو از نمونه­هایی از شکست قدرت سخت است. ایالات متحده علی­رغم استفاده از قدرت سخت، قاطعانه در ویتنام ناکام ماند. اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی با وجود آنکه کمونیسم را ابزاری الزام­آور کرده بود اما به دلیل استفاده از زور در مجارستان سابق منجر به سرخوردگی شد که سرانجام دید که این کشورها از حوزه نفوذ آن جدا می­شوند. در سالهای اخیر، جنگ­های عراق، بیداری اسلامی و... نیز سبب شد تا ابرقدرت­ها میراث مشابهی از شکست را به جای بگذارند.

پس از جنگ جهانی دوم، قدرت سخت برای حل و فصل مناقشات کافی نبود و نیروی نظامی به­ تنهایی در بازدارندگی افراد یا ملت­ها ناکام ماند. به این ترتیب مفهوم قدرت نرم، ظهور نمود؛ عبارتی که «جوزف نای» نخستین بار در کتاب خود به نام «Bound to Lead» بکار برد و اشاره کرده که قدرت آمریکایی در حال تغییر ماهیت در سال 1990 است. او قدرت نرم را به عنوان ابزاری برای سیاست توصیف کرد که کشورها می توانند از آن استفاده کنند و به جای اجبار، نتایج را از طریق جذابیت به دست آورند. قدرت نرم از دو سطح جذابیت استفاده می­کرد - افراد و ملل. نای اظهار داشت که در حالی که افراد از کاریزما، بینش و قدرت ارتباطات استفاده می­کنند، ملت­ها با فرهنگ، ارزش­های سیاسی و سیاست­های خارجی سایرین را به خود جذب می­کنند. اما واقعيت اين است كه اقدامات نرم نيز ماداميكه موجب شكل­ دهي و تثبيت كردن تصوير خاصى از آینده کشورهای هدف در اذهان عمومی آنها نشود، تاثیر چندانی نخواهد داشت. در دهه 1990 دولت کلینتون تلاش کرد تا با استفاده از دیپلماسی و اقدامات صرفا نرم، طالبان را ترغیب کند تا دست از حمایت القاعده بردارد اما شکست خوردند. همچنین سیاست هند با تکیه بر قدرت نرم برای کمک به بازسازی و پیشرفت مردم افغانستان با تأمین بودجه پروژه­های به ظاهر انسان­دوستانه و ایجاد تماس­های بیشتر بین مردم بود. با این حال، هندوستان خود را خیلی دور از بحث در مورد آینده افغانستان می­بیند.

جوزف نای در سال 2006، ضمن اظهار نظر در مورد اسلام­زدایی، استدلال كرد كه «آمریكا نمی­تواند پیروز شود مگر آنكه در کنار استفاده از قدرت نرم برای جلب طیف افراد پشتیبانی کننده، به شیوه­ای نظامی و سخت با هسته مرکزی القاعده مواجه شود زیرا قدرت نرم هرگز آنها را جذب نمی­كند» و به دین ترتیب، قدرت هوشمند یعنی همان استفاده ترکیبی از قدرت نرم و قدرت سخت، بصورت هوشمندانه. یعنی ظرفیت یک بازیگر بین­ المللی، نهاد یا یک ملت برای ترکیب مؤثر عناصر قدرت سخت و نرم به روشهایی که تقویت کننده یکدیگر باشند، تعریف کرد تا بتواند به طور موثری به هدف مورد نظر برسد. در حالی که قدرت سخت قابل مشاهده­ تر است؛ قدرت نرم در بین مردم، فرهنگ­ها، ارزش­ها و سیاست­ها پراکنده است با این حال، یک ترکیب هوشمندانه از این دو موجب ارتقاء قدرت ملی است. نمونه بارز آن ساقط کردن پهباد گلوبال هاوک آمریکایی در خردادماه 98 و یا توقیف کشتی انگلیسی با استقاده از قدرت نظامی و همزمان استفاده از قدرت نرم و دیپلماسیِ عمومی منطقه­ای و جهانی که منجر به نتایج مطلوبی چون حذف سیاست «به صفر رساندن صادرت نفتی ایران» و افزایش قدرت دیلماسی بین­المللی گردید.

اصطلاح قدرت نفوذی در نوامبر 2017 توسط National Endowment for Democracy ابداع شد. قدرت نفوذی یک مدل جدید و پیچیده­ای از پاسخ­های کوتاه، مانند اجبار، اقناع، قدرت سیاسی و القاء است تا منافع یک ملت را بیشتر کند. قدرت نفوذی بر خلاف قدرت نرم، به دنبال آنست که اگر جذابت قدرت نرم حاصل نشود، با دستکاری اطلاعات و یا به شیوه­ های رسانه­ ها ضمن تحمیل خواسته خود به کشور هدف، میزان تنفر در کشور هدف نیز مدیریت شود. البته اگرچه ابرقدرت­ها هدف­شان در استفاده از قدرت نفوذی، مشترک است اما روش­های­شان متفاوت است؛ روش­هایی چون سرمایه­ گذاری­ های بزرگ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی سرمایه­ گذاری­ های آموزشی و بورسیه­ های هدفمند دانشجویی، در پازل قدرت نفوذی محسوب می­شوند تا ملت­های مورد نظر تمکین نمایند. در این راستا فعالیت سایبری روسیه در انتخابات پیشین ایالات متحده، سرمایه­ گذاری کلان چین در بسیاری از کشورها و همچنین تلاش برای سیطره سایبری توسط ایالات متحده در سطح جهانی به منظور فشار سیاسی بر کشورهای هدف از نمونه­ های بارز قدرت نفوذی به شمار می­رود. به گفته اکونومیست، «قدرت نفوذ» شامل سیاستی است که نه با ایجاد جذابیت و نه با اجبار، بلکه با جابجایی اطلاعات یا به تعبیر بهتر با جنگ اطلاعاتی، جامعه هدف را در راستای خواسته خود قرار می­دهد. این کشورها در حالی که به طور مستقیم از نیروی سخت استفاده نمی­کنند، از اعمال دستکاری، تأثیرگذاری، زورگیری و ارعاب در کارنامه خود برای تحمیل خواست خود استفاده می­کنند که نوع مواجهه و مقابله با این قدرت، متفاوت با سایرین است.

در نهایت آنچه که قابل هشدار است، استفاده از جنگ اطلاعاتی یا سوء استفاده از اطلاعات به عنوان ابزاری برای قدرت نفوذی است و راه مقابله با این نوع تهدید، افشای تکنیک­های آن به­ ویژه جنگ اطلاعات به عنوان بهترین اقدام مقابله­ ایست زیرا که این اقدامات نمی­توانند برای مدت طولانی پنهان بمانند و بر ملا شدن ابعاد قدرت نفوذی شایسته ­ترین راهبرد است.

 


 

لینک خبر :

https://siasateparsi.ir/fa/news/1245

1398/11/23