انقلابی گری؛ ضرورت ها و رویکردها

اگر چه انقلاب اسلامی ایران به اواخر دهه سوم عمر خود نزدیک می شود لکن کلیدواژه اصلی رهبر معظم انقلاب همچنان "انقلابی گری" است. چرا در این ایام ایشان بیشتر بر این مفهوم تاکید دارند؟ چه مشکلی در حوزه انقلاب اسلامی وجود دارد که بسامد این مفهوم در بیانات ایشان بیشتر از گذشته شده است؟ آیا مهمترین اولویت در این ایام انقلابی ماندن و انقلابی بودن است؟ اینها سوالاتی که باید به آنها توجه بیشتری نمود و عمیقا به آن فکر کرد. لذا در این متن که به همت گاهنامه سخن هادی تدوین شده است به اهمیت و ضرورت انقلابی گری پرداخته شده است و این خود پیش زمینه پرداختن به پرسش های فوق الذکر است. ضمنا بدین وسیله دهه فجر سال 1395 تبریک عرض می شود. 

اگرچه سابقه بیان واژه انقلابی‌گری و شاخص‌های آن در سخنرانی های مقام معظم رهبری به اواخر سال 1368 برمی‌گردد، اما در سخنرانی یک سال اخیر ایشان، بسامد کلیدواژه‌هایی با بن‌مایه و مضمون «انقلاب» و «انقلابی» افزایش یافته است. منظومه‌ای از مفاهیمی همچون «جوان مؤمن انقلابی»[1]، «تفکر انقلابی»[2]، «تربیت انقلابی» ، «کار انقلابی»[3]، «انقلابی‌ فکر کردن» ، «انقلابی عمل کردن»[4]، «انقلابی ‌ماندن» ، «انقلابی‌گری»[5]، «هندسه‌ی انقلاب اسلامی» ، «خطوط اساسی و اصول انقلاب اسلامی»[6]، «تجربه‌ی متراکم انقلاب» ، «نیروهای انقلابی»[7]، «مهد انقلاب» ، «انقلاب‌زدایی»[8]، «جریان غیرانقلابی»[9]، «هویت انقلابی»[10]، و مانند آن، درسال جاری به محور اصلی سخنرانی‌ها، نوشته‌ها و پیام‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی بدل شده است. اوج تبیین این موضوع در کلام رهبری را می‌توان درسخنرانی ۱۴ خرداد1395 ایشان مشاهده کرد. هدف متن پیش رو بازاندیشی پیرامون چیستی و چرایی این خط جدید معرفتی است. در یک نگاه مطالعاتی به بیانات مقام معظم رهبری در مساله انقلابی‌گری ابعاد، شاخص‌ها و گزاره‌های مشخص و معینی در این ارتباط قابل مشاهده است که در تجزیه و تحلیل مفهوم و فلسفه انقلابی‌گری نقش عمده ای را برای جامعه مخاطب در شناخت، تبیین و بکارگیری این آموزه‌ها دارد.

انقلابي‌گري در شرايط كنوني كشور و موقعيت انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي، بهترين ملاك و معيار براي دسته‌بندي كردن جريان‌ها، احزاب، گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي است. انقلابي‌گري در اين نوشتار، يعني انقلابي بودن، انقلابي ماندن و انقلابي عمل كردن که الگوي كامل آن در ايران، حضرت امام خميني(ره) است. انقلابي‌گري با شاخص مدنظرحضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري، نقشه راهی است که می‌تواند ضامن کارآمدی، استحکام و اقتدار ملی باشد.  

 اهمیت و ضرورت طرح موضوع انقلابی‌گری

طرح موضوع انقلابی‌گری و شفاف سازی شاخصه‌ها و ویژگی‌های آن از چند جهت ضرورت دارد:

1- انقلاب اسلامی، همچنان‌که در مرحله نهضت، نیاز به روحیه و انگیزه انقلابی در عرصه اصول، اهداف و روش داشت، جمهوری اسلامی نیز  به عنوان فرزند انقلاب برای دوام و بقای خود و دستیابی به اهداف والای انقلاب به فکر و نیروی انقلابی نیازمند است. به عبارتی حفظ انقلاب اسلامی و نظام اسلامی در گرو شناخت، حفظ و تقویت و توسعه انقلابی‌گری است. مساله‌ای که در دیدگاه امام راحل  و مقام معظم رهبری، حفظ انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی یک واجب عینی است.[11]

2- ظهور و بروز برداشت های مختلف و بعضاً متضاد، از واژه انقلابی و انقلابی‌گری درمسیرخلاف گفتمان امام و انقلاب در میان نخبگان سیاسی و دانشگاهی و برخی انقلابیون در دو دهه اخیر، تبیین و ارائه تعریف منطبق با گفتمان امام و رهبری در شرایط فعلی را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر کرده است. دشواری تمیز خط و مرز انقلابی‌گری و برداشت‌های مختلف و بعضاً متناقض ارائه شده از سوی انقلابیون می‌طلبد تا معیار و ملاک تعریف درست و منطبق با گفتمان امام و رهبری از این واژه ارائه گردد.

3- انحراف در تعریف و تفسیر صحیح انقلابی و انقلابی‌گری، فارغ از جناح و جریان‌های موجود، آثار و پیامدهایی خواهد داشت که بقاء و تداوم انقلاب اسلامی و گفتمان انقلابی را مورد تهدید جدی قرارخواهد داد و جامعه را به ورطه سقوط و انحطاط محتوایی و گفتمانی و سرانجام ساختاری خواهد برد.

4- طراحی جنگ نرم همه جانبه دشمن برای القاء و تحمیل نسخه بدلی انقلاب اسلامی با استحاله هویت انقلابی و روحیه انقلابی‌گری در جامعه اسلامی که چند نسل بعد از انقلاب را شاهد است که شانس حضور در صحنه‌های انقلابی را نداشته، ضروت و اهمیت توجه و تبیین موضوع انقلابی‌گری را مضاعف کرده است.

معناشناسی مفهوم انقلابی‌گری

برای روشن شدن مفهوم انقلابی‌گری  لازم است ابتدا مفهوم انقلاب  واکاوی شود و سپس با توجه به زمینه‌های طرح انقلابی‌گری پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نسبت آن را با مفهوم انقلابی‌گری مشخص نماییم. از لحاظ اصطلاحی برای واژه انقلاب ده‌ها تعریف ذکر شده است که انقلاب‌ها را در همه‌ی ابعاد (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...) تعریف نموده اند. با توجه به تعاریف مختلفی که از انقلاب وجود دارد به نظر می‌رسد، رسیدن به مفهوم واحد و مشترک از این پدیده مشکل است. در همین راستا با تقسیم همه تعاریف به دو بخش تعریف حداقل‌گرا و حداکثرگرا از انقلاب می‌توان زمینه ایجاد یک افق مفهومی مشترک از انقلاب را پدید آورد. در تعریف حداقل‌گرا، هرنوع تغییر و تحول سیاسی- اجتماعی حاکم بر جامعه را بدون توجه به نوع و جهت تغییر و یا تغییر ارزش‌های جامعه به عنوان انقلاب تلقی می‌کنند، چه منجر به نتیجه بشود یا نشود. اما  طبق تعریف حداکثرگرا، انقلاب یعنی؛ دگرگونی در همه ارزش ها و نهادهای مسلط که از آن به عنوان انقلاب کبیر نیز یاد می‌کنند. بنابراین در تعریف جامع از انقلاب، انقلاب حرکتی مردمی است در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش‌ها و  باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت‌های حکومتی یک جامعه که توام با خشونت داخلی نیز باشد.[12]

طبق این تعریف  انقلاب از ویژگی های مشخصی مانند: جهان بینی و ایدئولوژی انقلابی، روحیه انقلابی،[13]رهبری و ساختارهای جهاد محور و بسیج گرا[14]، رویکرد تغییر زیر بنایی در ساختارهای رسمی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برخوردار است که آن را از سایر تحولات و خشونت های سیاسی مدنی متمایز می‌کند. مقام معظم رهبری نیز؛ «انقلاب را یک دگرگونی بنیادی می دانند که پایه های غلط برچیده و      پایه های درست به جای آن گذاشته می‌شود.» [15]

اما تعریف انقلابی و انقلابی بودن چیست؟ انقلابی به شخص یا نهادی اطلاق می شود که ضمن حفظ و پایبندی به اصول، اهداف و آرمان‌های دارای اندیشه، عمل و روحیه تحول خواهانه، پیش برنده و پیش رونده برای نیل به حیاط طیبه را نیز حفظ می‌کند.

دونوع نگرش نسبت به تعریف انقلابی بودن در میان انقلابیون وجود دارد، تعریفی که نگاه به گذشته دارد و تعریفی که نگاه روندی و فرایندی دارد؛

1- انقلابی بودن معطوف به گذشته نگری: طبق این دیدگاه انقلابی کسی است که در دوران قبل از انقلاب نقش داشته و روحیه انقلابی را در یک دوره محدود زمانی با خود داشته است که با پیروزی انقلاب، دیگر مفهوم انقلابی برآن حمل نمی‌شود. به بیانی دیگر و با تعریف مضیقی که از انقلابی بودن ارائه می‌‌شود، بعضی معتقدند بعد از پیروزی انقلاب روحیه انقلابی بودن نیز پایان می یابد.

2- انقلابی بودن به مفهوم فرآیند و روند: بعضی انقلابی بودن را محدود به گذشته نمی دانند و آن را به حال وآینده تسری می‌بخشند. انقلابی پس از عبور از وضع گذشته و ایجاد ساختارهای مبتنی بر اندیشه و عقلانیت، روحیه انقلابی، آرمان‌ها و اصول انقلاب را حفظ می‌کند و به آن حالت پیشروندگی(توسعه و عمق‌بخشی) می‌دهد. به عبارت دیگر در این نگاه تعریفی موسع از انقلابی بودن ارائه  می‌شود که ویژگی فرایندی دارد و در این فرایند مراحلی باید طی شود که مرحله اول آن سرنگونی طاغوت(انقلاب)، مرحله دوم ایجاد ساختار(تشکیل نظام)، مرحله سوم تشکیل دولت اسلامی، مرحله چهارم(شکل‌دهی جامعه و کشور اسلامی) و مرحله پنجم ایجاد تمدن اسلامی(در گستره جهانی) است. بنابراین انقلابی بودن، یعنی این که باید از ابتدایی‌ترین مرحله تا مرحله پایانی با فکر و گفتمان انقلابی، افراد و اشخاص انقلابی و مجموعه و نهادهای انقلابی همراه بود.

بديهي است تمام كساني كه به راه ديگري غير از راه انقلاب اعتقاد داشته باشند، در جريان غيرانقلابي قرار مي‌گيرند. جریان غیرانقلابی امروز طيف گسترده‌اي از نيروهاي باسابقه انقلابي و ضدانقلابي را در بر مي‌گيرد. اما جريان‌ها، احزاب، گروه‌ها و شخصيت‌هاي برخوردار از پنج شاخص اصلي‌ انقلابي، در يك «مسير» و روي يك «ريل» حركت خواهند كرد. اين «مسير و ريل»، همان «ريل‌گذاري» حضرت امام خميني(ره) براي حرکت به سمت تحقق «حاكميت دين خدا» دركشور ايران است. حاكميت دين خدا، يعني تحقق عدالت اجتماعي واقعي، ريشه‌كن شدن فقر و جهل، ريشه‌كن شدن استضعفاف و آسيب‌هاي اجتماعي، برقراري منظومه ارزش‌هاي اسلامي، تأمين سلامت جسمي، اخلاقي و معنوي، تأمين عزت و هويت ملي و اقتدار بين‌المللي، فعال كردن ظرفيت‌هاي كشور و پيشرفت واقعي كه در نهايت به تمدن‌سازي اسلامي و رسيدن به حيات طيبه مي‌انجامد. بنابراين جريان‌ها، اشخاص، احزاب و گروه‌هاي انقلابي، كساني هستند كه اصول، بایدها و نبایدهای موجود در گفتمان امام و رهبری را قبول داشته و آنها را در اندیشه، بیان مواضع و رفتارهای خود بروز می‌دهند.

اين بایدها و نبایدهای موجود در گفتمان امام و رهبری را می‌توان در جدول زیر به صورت شماتیک نمایش داد:

عنوان 

ردیف 

بایدهای اصولی(بیان، اندیشه و عمل)

نبایدهای اصولی( بیان، اندیشه و عمل)

اصول انقلابی‌گری ازدیدگاه رهبری

1

اثبات اسلام ناب محمدي(ص)

نفي اسلام امريكايي

2

اعتماد به وعده الهي

بي‌اعتمادي به مستكبران

3

اعتقاد به اراده مردم

مخالفت با تمركزهاي دولتي

4

حمايت جدي از محرومان و مستضعفان

مخالفت با اشرافیت و شکاف طبقاتی

5

اعتقاد به استقلال ملي

رد سلطه‌پذيري

6

اعتقاد به وحدت ملي درچهارچوب گفتمان انقلاب

دوری از اختلاف و تفرقه

شاخص های انقلابی‌گری از دیدگاه رهبری

1

پايبندي به مباني و ارزش‌هاي اسلام و انقلاب اسلامي

2

هدف‌گيري آرمان‌هاي انقلاب و همت بلند براي رسيدن به آنها

3

پايبندي به استقلال كشور در سه بعد سياسي، فرهنگي و اقتصادي

4

حساسيت در برابر دشمن و نقشه دشمن

5

تقواي ديني و تقواي سياسي

 

تبیین دو رویکرد به انقلابی‌گری

از ابتدای انقلاب اسلامی، با وجود حضور انقلابیون در مسیر انقلاب و امام(ره)، در نگرش و روش برخی انقلابیون به صحنه انقلاب در روند ایجاد، تثبیت و توسعه آن، اختلاف نظرهای مبنایی وجود داشت. اما شرایط انقلابی، حضور امام(ره) و جایگاه هژمون گفتمان امام(ره) مجال ظهور و بروز آشکار و میدانی را به آنها نمی‌داد. اما این مساله سبب دوگانه‌های مختلفی در بزنگاه‌ها شد و دوقطبی‌هایی را به نمایش گذاشت؛ به‌گونه‌ای که شکاف‌های سیاسی- اجتماعی و تشکیل احزاب و جناح‌های سیاسی اصلی کشور تحت تاثیر و برمبنای این دوقطبی‌ها رقم خورد. دوگانه‌هایی چون نزاع جمهوریت در برابر اسلامیت، جدال مشروعیت و مقبولیت  اقتصاد دولتی در برابر اقتصاد آزاد؛ در طول تاریخ پس از انقلاب ریشه در این تنوع و اختلاف تفسیری و بعضا اندیشه ای دارد. به همین منظور و در جهت تبیین خطوط اندیشه‌ای، مبانی نظری انقلابی‌گری را با دو رویکرد انقلابی و عملگرایی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1. رویکرد انقلابی‌گری(انقلاب اسلامی، مقدمه و مبنای جمهوری اسلامی)

روایت طیف نخست در مورد نسبت انقلاب و جمهوری اسلامی همچون تقدم مبنایی انقلاب اسلامی بر جمهوری است. انقلاب اسلامی ایران ایجاد شد تا حکومتی الهی و دینی فارغ از مکاتب فکری بشری روی کار آید و راه سعادت دنیوی و اخروی را به مردم نشان دهد. جمهوری اسلامی در مقابل یا منفک از انقلاب اسلامی نیست، بلکه فرزند آن و تجسم ساختاری انقلاب اسلامی است.

2. پراگماتیسم و عمل‌گرایی( جمهوری اسلامی، پایان انقلاب اسلامی)

از منظر عملگرایان، برای  انقلاب اسلامی پایانی است، یعنی انقلاب اسلامی نقطه‌ی پایان راهی است که ما را به جمهوری اسلامی رسانده و با فرارسیدن 22بهمن، انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب به پایان رسیده و در نظام جمهوری اسلامی استقرار یافته ‌است. در این دیدگاه، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دو مقوله جدا از هم هستند، بنابراین از مرحله انقلاب عبورکرده‌ایم و الان دوران جمهوری اسلامی است و باید برای حفظ جمهوری اسلامی تلاش کرد.

این طیف معتقد است هرچند انقلاب اسلامی وجه هویتی بسیار مهمی برای ایرانیان دارد، اما اکنون موضوع اصلی، جمهوری اسلامی و مسائلی است که مبتلابه آن است. انقلاب، مبتنی بر شور و احساس است ولی نظام، نیازمند عقلانیت است. بنابراین دخالت دادن اقتضائات انقلاب در مسائل نظام، جز بی‌نظمی و مختل کردن جمهوری اسلامی که اکنون متولی حل مسائل زندگی مردم شده‌است، نتیجه‌ای ندارد. مطابق این منظر می‌توان انقلاب اسلامی را از جمهوری اسلامی جدا کرد و با عبور از انقلاب اسلامی تنها به جمهوری اسلامی اندیشید و بقای جمهوری اسلامی را بر هر چیزی برتری داد.

نکته قابل تأمل و مخاطره‌آمیز در این دیدگاه این است که رفتار انقلابی، غیرعقلانی و حتی علیه منافع ملی است و حل مشکلات کشور عقلانیت و نظم می‌طلبد، نه احساسات و هیجانات. نظام، قانون اساسی‌ای دارد که مبنای عمل جمعی است و نمی‌تواند تحت تاثیر رفتارهای مهارنشده و غیرسیستماتیک قرار گیرد.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم فضای سیاسی کشور در امتداد همین دوگانه‌های مرسوم قرار گرفت. علاوه بر این، در این دوره دوگانه‌ی غیررسمی، نانوشته و ناگفته‌ی دیگری نیز تجربه شد که وضعیت دشوار و مبهمی از نظر اندیشه و رفتار انقلاب را در پیش روی مخاطبان ترسیم کرد. آن وضعیت، نوعی وضعیت التقاط و در هم آمیختگی است؛ به گونه‌ای که هر دو سوی ماجرا اعلام می‌کنند دغدغه‌ی حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی را دارند، برانداز و ضدانقلاب نیستند، ادعای ولایتمداری و ولایت‌پذیری، خط امامی بودن و حفظ منافع ملی و مردمی را دارند. از هر دو طیف صدای مشابهی شنیده می‌شود و مدعی‌اند که  اختلافشان نه در «نظر» که در «منظر» و خاستگاه است؛ از جمله محل‌های نزاع مستور و گاه عیان در این دوره، نزاع بر سر دوگانه‌ی مفهوم انقلاب، انقلابی بودن، انقلابی‌گری، انقلاب و جمهوریت است. این نزاع گیج کننده اما تاریخ‌ساز، جدالی تئوریک بر سر نسبت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است.

از دیدگاه طیف التقاط میان مقوله انقلاب و جمهوری اسلامی تفاوت و فاصله معنایی، کارکردی و تقویمی وجود دارد. انقلاب اسلامی در 22بهمن1357 به پیروزی رسید و جمهوری اسلامی در 12فروردین1358 استقرار یافت. این تفاوت تقویمی که در آن پیروزی انقلاب اسلامی مقدم بر جمهوری اسلامی است از همان آغاز، بحث نسبت انقلاب اسلامی را با جمهوری اسلامی به مسئله‌ای مهم و البته ناگفته و نانوشته مبدل کرد که مبنای دو پارادایم فکری درونی متفاوت قرار گرفت؛ دو پارادایمی که ظاهرا هر دو، طرفدار نظام جمهوری اسلامی هستند، فرزندان نظام هستند، هدفشان حفظ نظام جمهوری اسلامی است و به راحتی نمی‌توان تمایز آن‌ها را با یکدیگر تشخیص داد مگر با ورود به دنیای فکری هر دو طیف و شناخت دقیق اجزای این ساختار فکری. تعریف و تحلیل این دو طیف از نسبت انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی منفذ خوبی برای ورود به دنیاهای فکری و کلید مشکل‌گشای این جدال مبهم و مهم است.

به عبارت روشن‌تر در ارتباط با انقلابی‌گری تفسیرهای متفاوت و متناقضی در دهه اخیر رخ نموده است؛  یک تلقی بسیار رایج درباره انقلاب، تلقی «تاریخی» از انقلابی بودن است.  طرفداران مفهوم تاریخی از انقلابی بودن می‌گویند «صرفاً آنهایی انقلابی هستند که از خرداد سال 42 وارد پروسه انقلاب شده‌اند و در پیروزی انقلاب مشارکت داشتند، زندان رفتند، شکنجه شدند و فعالیت کردند تا انقلاب پیروز شود». در حالی که تعریف تاریخی از مفهوم انقلابی بودن، مد نظر مقام معظم رهبری نیست؛ چرا که خطاب ایشان در غالب مواقع به نسلی است که در زمان پیروزی انقلاب شاید حتی به دنیا هم نیامده بودند. از منظر مقام معظم رهبری و امام(ره)، هر فردی اعم از جوان و یا نوجوان می‌تواند انقلابی باشد در حالی که با مفهوم تاریخی، فقط پیرمردان بالای 60 سال می‌توانند انقلابی باشند که آنها نیز به تدریج می‌روند و بدین گونه دفتر انقلابی بودن بسته می‌شود. بنابراین یک تفاوت جدی میان ارائه مفهوم زنده، متحرک و دینامیک از انقلابی بودن با مفهوم هیستوریک(تاریخی) که آرام آرام مندرس می‌شود وجود دارد و به همین دلیل معنای مدنظر رهبر معظم انقلاب از انقلابی بودن، مفهوم تاریخی آن نمی‌تواند باشد.

تلقی‌های دیگر از مفهوم انقلابی بودن در اظهارات مقامات شاخص سیاسی کشور، دیده می‌شود که با «تندروی» و «پرخاشگری» و «شعار دادن صرف» همسان پنداشته شده است. در حالی که طبیعتا هیچ کس نمی‌تواند مردم را به تندخویی و شعار دادن بی‌جهت توصیه کند و این هم نمی‌تواند مفهوم انقلابی بودن از نظر مقام معظم رهبری باشد.

انقلاب‌گری به عنوان یک پدیده ایستا و میرا

هیستوریک(تاریخی)

انقلابی بودن شامل افرادی می‌شود که در یک محدودیت زمانی و در یک پروسه مشخص بین سال‌های 1342تا 1357با چهره‌های معین هستندکه با مرگ آنها دفتر انقلاب بسته خواهد شد.

انقلابی‌گری ­به عنوان­یک خصلت پویا

افراطی‌گری

این دیدگاه، «انقلابی بودن» را  با «تندروی» و «پرخاشگری» و «شعار دادن صرف» یکی می‌داند.

دینامیک ­و تحول‌گرا

انقلاب در ایران حادثه بزرگی بود، و از این حادثه دو جریان اجتماعی و تجربه بزرگ متولد شد که در حال تحول هستند، با محیط اجتماعی تعامل پیدا می‌کنند و مرتبا از داخل آنها پدیده‌های دیگری می‌جوشد.

انقلابی بودن از منظر امام و رهبری در همه شئون وارد می‌شود و نحوه رفتار را عوض می‌کند. انقلابی بودن در این منظومه فکری، زمان‌مند نبوده، کهنه و مندرس نمی‌شود و تنها مربوط به یک دوره زمانی ما بین خرداد 42 تا بهمن 57 نیست. بلکه نسل به نسل نو می‌شود و ممکن است افرادی در این میان انقلابی باشند و بعد از مدتی از دایره تعریف آن خارج شوند. در واقع، انقلابی بودن «ژنتیکی» نیست، بلکه یک وضعیت «اکتسابی» است.

نکته‌ای که مقام معظم رهبری در طرح بحث «نفوذ» بر روی آن تاکید دارند، این است که از جهات نفوذ، «تغییر جهت در انقلابی بودن» است. به عبارت دیگر، زمانی دشمن در پروژه نفوذ به داخل برای تغییر باورها و ساختارها موفق می‌شود که قبل ازآن از جهت فکری افراد و ساختارها انقلابی‌زدایی کرده، روحیه غیر انقلابی حاکم نماید. از جمله اشتباهاتی که نفوذگران بر روی آن سرمایه گذاری می‌کنند، اشتباه راهبردی در فهم نسل جوانی است که با توجه به مفهوم تاریخی از انقلابی بودن، توان درک دگردیسی در افکار برخی انقلابیون واداده و ورشکسته و پشیمان از گذشته را ندارند و در پاسخ به این سوال که آیا افرادی که به تعبیر تاریخی آن، دیروز ‌انقلابی بوده‌اند، امروز هم انقلابی هستند یا خیر؟ از این منظر، به بیان نویسنده کتاب «مقولاتی در استراتژی ملی»، «زنده کردن بحث انقلابی بودن، اتفاقا برای نسل امروز ضروری است، چون دشمن بر روی آن کار می‌کند».

چنانکه در ظاهر آشکار است، هر دو طیف مزبور داعیه‌ی اسلام، جمهوری اسلامی و رهبری دارند و خود را دلسوز و علمدار و حتی منجی نظام از خطرات و تهدیدات می‌دانند، اما در پس پرده سرشار از تناقضات و تعارضات فکری و رفتاری هستند. در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور طیف نخست با تعابیری چون انقلابی و آرمان‌گرا خوانده می‌شود و طیف دوم نیز در مقابل تلاش می‌کند خود را با توصیفاتی چون واقع‌گرا و عمل‌گرا (پراگماتیک)، مسلمانان میانه‌رو در مقابل مسلمانان افراطی و تندرو مطرح و معرفی کند.

عمل‌گرایان طیفی از انقلابیون منفعت‌گرای سیاسی هستند که در هر دو جناح کشور حضور دارند و همواره میانه‌ی عافیت را برمی‌گزینند. آنها انقلابیون پشیمانی هستند که با حفظ صورت انقلاب، تغییر سیرت را جبر تاریخی می‌دانند و آرمان‌گرایی را رفتاری از سر احساسات و هیجان تعبیر می‌کنند؛ کسانی که انقلاب اسلامی را تمام شده و بدیهی می‌دانند، نتیجه‌ی نظرآنها محدود کردن انقلاب در چارچوب جمهوری اسلامی و مرزهای آن است. انعکاس عمل‌گرایی در سیاست داخلی، همراه شدن با ذائقه‌ی صاحبان رأی (اکثریت توده‌های مردمی به ‌خصوص در شهرهای بزرگ) در مسائل مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. در فلسفه‌ی پراگماتیسم، حقیقت (ایدئولوژی، مکتب، آرمان‌ها) فاقد اصالت زمانمند بوده، تابع اصالت سود و سرمایه‌سالاری است. تفاوت و تمایز دو جریان و طیف فکری در منازعات درونی نظام به شرح جدول زیر قابل دسته‌بندی است. 

جدول مقایسه رویکردهای عمل‌گرایی و انقلابی‌گری

ردیف

 

اندیشه عمل‌گرایی و روحیه تکنوکراتیک

اندیشه انقلابی و روحیه انقلابی‌گری

1

نگاه به انقلاب

تفکیک انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی

یگانگی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی

پایان دوران انقلاب و آغاز دوره جمهوریت

در امتداد هم بودن انقلاب و جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی را حرکتی ذاتی و در حال شدن تفسیر می‌کند.

2

رهیافت

واقع‌گرایی­، منفعت­محور و حذف‌آرمان‌گرایی

واقع بینی،آرمان‌گرایی و ارزش‌محوری

3

مدیریت

مدیریت تکنوکراتیک

مدیریت جهادی

4

گفتمان

عقلانیت ابزاری و سرمایه داری

عقلانیت اسلامی

تفکر لیبرالیستی و دیپلماتیک

تفکر انقلاب و بسیجی

5

رویکرد خارجی

تعامل، سازش و همزیستی با همه

تعامل و مقاومت، تقابل با سلطه و استکبار و تعامل با تحت سلطه

6

نظام بین‌الملل

نظام وابستگی متقابل و نفی نظام سلطه

نظام سلطه

7

استقلال

استقلال مفهوم خودش را از دست داده است

اعتقاد به استقلال همه جانبه

8

اقتصاد

تقدم توسعه بر عدالت اجتماعی

تقدم عدالت اجتماعی بر توسعه

9

استراتژی

برون‌گرایی و نگاه به بیرون

درون گرایی، درون‌زایی و برون‌نگری

10

فرهنگ و ارزش

اهمیت درجه دو

اهمیت درجه یک

11

پیامد و آثار

هویت‌زدایی ­از انقلاب، عقیم ماندن اهداف

تداوم، تقویت، توسعه هویت انقلاب و تداوم روند تکاملی آن

رهبر انقلاب به کرات در بیانات شفاف و صریح خود، تمایز این دو پارادایم اصلی و نسبت خود با این دو منظر متعارض را ابراز کرده‌اند. جمله‌ی معروف «من دیپلمات نیستم، من یک انقلابی‌ام»[16] به خوبی تعلق خاطر ایشان را به پارادایم انقلابی‌گری و روگردانی از پارادایم عمل‌گرایی صرف را نشان می‌دهد. ایشان همه‌ی مشکل غرب با ایران را بر سر انقلاب و آرمان‌های اسلامی می‌داند و البته انقلاب را هم مایه‌ و پایه‌ی پیشرفت ایران می‌دانند:« همین هم هست که دشمنان ما را عصبانی می‌کند. همین است که امروز - اگر با خبرهای خارجی آشنا باشید- مکرر می‌شنوید که گفته می‌شود تا وقتی ایران دنبال انقلاب است، کار ما با ایران مشکل است. راست می‌گویند و من اضافه می‌کنم تا وقتی این تفکر انقلابی و حرکت انقلابی هست به توفیق الهی پیشرفت ایران، نفوذ روزافزون ایران، هیمنه و تسلط معنوی و روحی ایران در منطقه و فراتر از منطقه روزبه‌روز ان‌شاءالله بیشتر خواهد شد».[17]

نتیجه

انقلاب اسلامی در منظومه فکری امام(ره)  و رهبری، پدیده‌ای الهی با مبانی و بن مایه دینی و اسلامی است که در مرتبه راهبردها، رویکردها و عملکردها از اصول، اهداف، روش و ساز وکارهای معین و مشخصی پیروی می‌کند. مفاهیم و کلید واژه های عدالت، معنویت، عدالت‌خواهی، آرمان‌گرایی، منطق و عقلانیت دین ازجمله مفاهیم کلیدی و کاربردی مشترک در اندیشه امام و رهبری است که هویت انقلابی‌گری را از منظر ایشان هویتی پایدار، پویا و همیشه همراه انقلابیون تعریف کرده اند.

نکته حائز توجه در این نظام این است که خصلت انقلابی‌گری به پدیده انقلاب، تحرک و پویایی می‌بخشد و از رکود و رخوت احتمالی که سبب ایستایی و روزمرگی انقلابی می‌شود، جلوگیری می‌کند. به عبارتی از این منظر حیات و ممات انقلاب به وجود و حضور روحیه انقلابی و خصلت انقلابی‌گری بستگی دارد.

انقلابی‌گری در عرصه‌های مختلف برشاخص‌های معینی اتکال دارد که فقدان آنها می‌تواند زمینه آسیب‌های جدی برای انقلاب را فراهم آورد و حفظ  و تقویت روحیه انقلابی و خصلت انقلابی‌گری به عنوان جوهره انقلابی و اسلامی ضامن بقاء و نیل به وضعیت مطلوب ممکن و دستیابی به حلقه پایانی فرایند تکاملی انقلابی اسلامی، یعنی تمدن اسلامی است.

تحقق اهداف و مقاصد ترسیمی در گفتمان امام و رهبری در گرو توجه، توسل، تمکین نظری و عملی در برابر شاخص‌های معینی است که اهم این شاخص‌ها عبارتند از:

1. ایستادگی و ثبات در اصول انقلاب و پاسداری از ارزش‌های انقلاب

2. پایبندی به رفتار و گفتار امام(ره) و ایستادگی در برابر تحریف خط امام(ره)

3. پاکدستی و ساده زیستی و اجتناب از اشرافی‌گری در بین مسئولان

4. تدین و پایبندی به تکلیف شرعی

5. خدمت جهادی خالصانه و بدون منت

6. عدالت‌خواهی، آزادگی و دفاع از مظلومان عالم

7. استکبارستیزی و ایستادگی قاطع در مقابل کفر، نفاق و طمع‌ورزی و سلطه بیگانگان

8.  مرزبندی شفاف با دشمنان دین و انقلاب

9. دفاع  منطقی و معقول از حقوق ملی

10. اعتماد به مردم، صداقت و وفاداری

11. شجاعت و صراحت انقلابی، بیان اندیشه انقلابی، اقدام انقلابی و دیپلماسی انقلابی

12. برخورداری از سلامت اخلاقی و تهذیب در مرتبه اندیشه ورزی، سخنوری و رفتار

13. مبارزه واقعی با فقر، فساد و تبعیض در مرتبه اندیشه، گفتار و عمل انقلابی و قاطعانه.



[1] .بیانات مقام معظم رهبری، ۳ /3/۱۳۹۵، ۱ /1/ ۱۳۹۵، ۲۸ /12/ ۱۳۹۴، ۳۰/10/ ۱۳۹۴ و ۱۹ /10/۱۳۹۴.

[2] . بیانات مقام معظم رهبری، ۱۹ /10/ ۱۳۹۴ و ۲۵ /12/ ۱۳۹۴.

[3] . بیانات مقام معظم رهبری، ۱/2/ ۱۳۹۵.

[4] . بیانات مقام معظم رهبری، ۲۰ /12/۱۳۹۴.

[5] . بیانات مقام معظم رهبری، ۲۵/12/ ۱۳۹۴.

[6] . بیانات مقام معظم رهبری، ۱۴/11/ ۱۳۹۴.

[7] . بیانات مقام معظم رهبری، ۳ خرداد ۱۳۹۵.

[8] . بیانات مقام معظم رهبری، ۲۵/12/ ۱۳۹۴.

[9] . بیانات مقام معظم رهبری، ۱۴/11/ ۱۳۹۴ و ۲۵/12/ ۱۳۹۵.

[10] . بیانات مقام معظم رهبری،  ۱۳/2/ ۱۳۹۵و 14 /3/ ۱۳۹۵.

[11] . «باید ما برای ادامه این فریضه الهی، برای ادامه این انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی کوشش کنیم و کوششمان را افزون کنیم؛ برای اینکه آنها، مخالفین ما، مخالفین اسلام کوشش‌شان را هر روز افزون می‌کنند.»‌(صحیفه امام، ج۱۵، صفحه ۳۳) و مقام معظم رهبری در تفسیری روشن نظام اسلامی را همان تجسم انقلاب اسلامی می‌دانند: «حفظ موجودیت انقلاب کار اول ماست که در استمرار نظام جمهوری اسلامی تجسم یافته است. به همین خاطر، امام (ره) مکرر می‌فرمودند:‌ حفظ نظام اسلامی، واجب‌ترین فریضه است. انقلاب از نظام جمهوری اسلامی جدا نیست، نباید کسی خیال کند که این دو از هم جدا هستند. تجسم انقلاب، نظام جمهوری اسلامی است.» (حدیث ولایت، ج اول، ص۱۴۷).

[12] . محمّدى، منوچهر، تحليلى بر انقلاب اسلامى، اميركبير، 1365، ص30.

[13] . روحیه انقلابی یک پدیده روان شناختی و مرحله ای بالاتر از نارضایتی از وضع موجود است و منظور از آن روحیه طرفداری از عمل و اقدام علیه نظام حاکم است که با چنین روحیه ای، فرد دارای اعتماد به نفس قوی است و در مقابل اقدامات اصلاحی یا سرکوبگرانه حکومت ایستادگی می کند. قوت و اقتدار روحیه انقلابی نیز به عوامل مختلفی مانند ویژگی های تاریخی و فرهنگی، نوع ایدئولوژی انقلابی، مجموعه ویژگی ها و اقدامات پیشین حکومت و غیره بستگی دارد.

[14] . هرچند ممکن است تفاوت های آشکاری بین انقلاب ها در نوع رهبری وجود داشته باشد، اما همه انقلاب ها رهبران خاص خود را داشته اند. نقش رهبری، تحریک نارضایتی از وضع موجود، برانگیختن روحیه انقلابی، بیان و گسترش اندیشه ها و ایدئولوژی های جدید جایگزین، تنظیم و برنامه ریزی راهبردها و تاکتیک های حرکت انقلابی، بسیج و به صحنه آوردن توده ها، ایجاد نظام سیاسی جدید و تلاش در جهت رساندن جامعه به اهداف و شعارهای انقلاب پس از پیروزی است.

[15] . بیانات مقام معظم رهبری 9/12/1379.

[16] . بیانات، 25/11/1391.

[17] . بیانات دردیدار با نخبگان، 21/7/1394و22/7/1394.


منبع: گاهنامه سخن هادی

1395/11/15