برنامه­ هاي آموزشي در مديريت بحران

 

*آموزش، جزء کلیدی برنامه­های کاهش ریسک مدیریت بحران

به جرات می­توان گفت که آموزش یکی از کلیدی­ترین اجزاء برنامه کاهش ریسک مدیریت بحران می­باشد. هنگامی که آموزش در برنامه‌های مدیریت بحران در نظر گرفته می‌شود، بدین مفهوم نیست که همزمان در کلیه حوزه­های مدیریت بحران برنامه­های آموزشی باید تدوین شود (چرا که گستردگی فعالیت­های مدیریت بحران این اجازه را به دست­اندرکاران امر نمی­دهد)؛ بلکه این موضوع شامل آموزش‌های لازم به منظور پشتیبانی از برنامه‌های مدیریت بحران می­باشد.

 

*نیازی نیست که مدیر ارشد بحران تمامی آموزش­های مربوطه را به صورت مستقیم پیگیری نماید.

  مدیر بحران نیازی ندارد که تمامی آموزش‌های مربوط به مدیریت بحران را به صورت مستقیم دنبال کند بلکه باید با ایجاد فرآیندهای مناسب کسب اطمینان نماید که برنامه­های آموزشی مورد نیاز جهت اجرای استراتژی­ها و برنامه­های مدیریت بحران به بهترین شکل انجام می­پذیرد. این فرآیندسازی به منظور حصول و دست‌یابی به اهداف از پیش تعیین شده و نیز برای ارتقاء کیفیت آموزش‌های خاص مرتبط با طرح‌ها و استراتژی‌ها بسیار ضروری است.

 

*نیازسنجی آموزشی گام نخست در تدوین برنامه­های آموزشی مورد نیاز مدیریت بحران می­باشد.

شناسایی اهداف آموزش و تعیین آن‌ها با سنجش نیازها شروع می‌شود. مهمترین نکته در موضوع نیازسنجی آموزشی آن است که کلیه نیازها به صورت جامع و کامل مد نظر قرار داده شود. نکته اساسی آن است که مهمتر از اجرای برنامه­های آموزشی، سنجش جامع نیازهای آموزشی به منظور تدوین برنامه مناسب و فرآیند سازی مورد نیاز آن است.

*به روز رسانی برنامه­های آموزشی مدیریت بحران در دوره­های زمانی مشخص در دستور کار قرار گیرد.

روزآمد کردن برنامه­ها و مطالب آموزشی نیز از جمله مواردی است که باید در دوره­های زمانی مشخص و معین مد نظر مدیران و برنامه­ریزان بحران قرار گیرد. مهمترین نکته در موضوع به روزرسانی و ارزیابی‌ها اینگونه برنامه­ها، تست کارآمدی و کارایی آنها در دستیابی به طرح­ها  و استراتژی‌های از پیش تعیین شده مدیریت بحران می­باشد. اهداف چنین آموزش‌هایی مربوط به نقش هر فرد می‌شود که در پاسخ‌گویی به بحران‌ها آن نقش را بازی می‌کند. دوره‌ی آموزشی برای سیستم فرماندهی حادثه مثال خوبی از ارتباط بین حوزه عمل و مسئولیت‌هاست.

 

*مسئولیت تدوین محتوی منابع آموزشی می­بایست توسط سازمانهای مرتبط انجام شود.

هدف از نیاز سنجی‌ها، تعیین نوع، محدوده عمل و نیز تکرار برنامه­ها و کلاس‌های مورد نیاز از یکسو و هدف مخاطبین از آموزش‌های مورد نیاز برای پشتیبانی از برنامه‌ی مدیریت بحران از سوی دیگر می­باشد. با این وجود، این به آن معنا نیست که مدیر بحران که همان هماهنگ­کننده برنامه است، برای هدایت آموزش‌های تعیین شده می­بایست کلیه اقدامات اجرایی را انجام دهد؛ بلکه مسئولیت تدوین منابع آموزشی و نیز اجرای آنها باید توسط سازمانهای مرتبط  و از طریق منابع درونی آنها صورت گیرد. سازمانها و دپارتمان‌های مرتبط با مدیریت بحران معمولا به صورت مرتب آموزش‌های لازم را ارائه می‌دهند و آن‌ها را به روزرسانی می‌نمایند. اما مسئولیت مدیر بحران تدوین فرآیندی برای به حرکت در آوردن منابع موجود اینگونه سازمانها، به منظور پشتیبانی از برنامه­های تدوین شده مدیریت بحران می‌باشد.

 

* مدیر بحران باید به فکر کادرسازی از طریق برقراری ارتباط با دانشگاه‌های محلی باشد.

در تدوین برنامه­های آموزشی باید این امکان فراهم شود تا آموزش‌های لازم در حد امکان در درون سیستم آموزشی سازمانهای مربوطه ماندگار شوند، این موضوع سبب می شود تا خلاء بین منابع موجود و نیازها شناسایی شوند. مدیر بحران خودش خیلی با آموزش درگیر نیست چرا که او مسئول به رسمیت بخشیدن و قانونی نمودن  آن است. این به آن معناست که به جای تدریس مستقیم در کلاس، مدیر بحران باید به فکر کادرسازی از طریق برقراری ارتباط با دانشگاه‌های محلی باشد. گزینه‌هایی از این قبیل منافع طولانی‌مدتی را فراهم می‌کنند و به نهادینه شدن آموزش در اجتماع کمک می‌کنند. درخصوص اجرای برنامه­های آموزشی نیز همین امر صادق است یعنی به جای تدوین سیستمی برای ثبت آموزش‌ها، مدیر بحران باید موارد زیر را در نظر بگیرد:

ü     چه اطلاعاتی باید موجود باشد تا از اجرای آموزش مطمئن شویم؟

ü     چه کسی این اطلاعات را نگهداری می‌کند و یا نگهداری کرده است؟

*هدف­گذاری برنامه­های آموزشی مورد نیاز، می­بایست استراتژی­های مدیریت بحران را در نظر گیرد.

گردآوری اطلاعات خلاصه شده بسیار آسان‌تر است تا نگهداری کلیه جزئیات آنها (آنهم به صورت مجزا و در سازمانهای مختلف). فرآیند تعیین و تکمیل نیازهای آموزشی باید به مجموعه‌ای از اهدافی منتهی شوند که مشخص می‌کنند، چه آموزش‌هایی داده خواهد شد، چه کسی درگیر خواهد بود و چه کسی اجرای برنامه­های آموزشی را بر عهده خواهد داشت. سپس این اهداف، در برنامه‌ها و استراتژی­های مدیریت بحران به منظور هماهنگی آموزش‌های نامتمرکز مد نظر قرار خواهد گرفت. همچنین این فرآیند باید تخمینی از هزینه‌ها را نیز داشته باشد و نیز منابع سرمایه‌گذاری بالقوه را شناسایی کند.

 


 

جهت ارجاع دانشگاهی: 

حسین ظفری، "برنامه­ هاي آموزشي در مديريت بحران"، وب سایت شخصی حسین ظفری، 8 اردیبهشت 1395 .

 

پی نوشت: این مقاله برگرفته از طرح تولید محتوی علمی سایت سازمان مدیریت بحران کشور" می باشد که مجری آن حسین ظفری بوده است.

1395/02/08