تحریم؛ بازی شکست خورده غرب

استفاده غرب از ابزار تحریم به بهانه های واهی برای «مقابله» با جمهوری اسلامی را می‌توان جنگ سی و چند ساله غرب با «سلاح اقتصاد» در ایران نامید. حجم انبوه تحریم های همه جانبه ای که طی بیش از سه دهه ای که از انقلاب اسلامی ایران می گذرد از سوی قدرت‌های بزرگ مداخله گر، در راستای «مهار» و «براندازی» نظام ارزشی جمهوری اسلامی، بصورت مستمر و روزافزون اعمال شده است، نه تنها حصول نتایجی مثبت و رضایت بخش را برای غرب در پی نداشته است بلکه بالعکس، تمام ماجراجویی های غرب و نیات و مقاصد آنها را در این زمینه همواره با «شکست» و ناکامی مواجه ساخته و ضرر و زیان های متعددی نیز برای غرب بدنبال آورده است.

 

اهداف غرب از تحریم ایران

آمریکا و هم پیمانان غربی اش از تحریم های ضد ایرانی تحقق اهداف «فوری، کوتاه‌مدت، میان مدت، بلندمدت، مستقیم و غیرمستقیم» متعددی را پیگیری نموده اند که اهداف بلندمدت نیز در راستای اهداف کوتاه مدت و میان مدت و از طریق تحقق آن ها شکل می گیرد. حال این اهداف را بصورت زیر می توان بیان داشت:

الف) اهداف فوری؛ «جلوگیری از ادامه روند فعالیت های هسته ای و ممانعت از غنی‌سازی اورانیوم» و چرخه سوخت هسته ای در جمهوری اسلامی.

ب) اهداف کوتاه مدت؛ «تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران» در مناسبات منطقه ای و بین‌المللی و هماهنگ سازی مواضع کشور با دیدگاه های غربی بخصوص در مورد موضوعات مورد ادعا و مناقشه غرب.

 ج) اهداف میان مدت؛ کاهش و سپس «تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی» به‌صورت توأمان در سه بعد نظامی، سیاسی و اقتصادی.

د) اهداف بلند مدت؛ «تغییر ساختاری و ماهوی نظام جمهوری اسلامی» و براندازی آن از طریق سست نمودن پایه های مشروعیتی و شکل دهنده و در نهایت ایجاد یک نظام سیاسی غرب گرا و وابسته به غرب.

ه) اهداف مستقیم؛ تضعیف و کاهش «ضریب امنیت اقتصادی» کشور از طریق ایجاد اخلال در روند تأمین نیازهای جامعه و مردم، رفاه و معیشت اقتصادی، توسعه صنعتی، تکنولوژیکی، اقتصادی و تجاری و جلوگیری از دسترسی آزاد کشور به منابع، سرمایه و بازار جهانی.

و) اهداف غیرمستقیم؛ کاهش «امنیت سیاسی جمهوری اسلامی» به دنبال تضعیف امنیت اقتصادی، یعنی ایجاد چالش و منازعه در مبانی مشروعیتی نظام و ایدئولوژی مشروعیت بخش به آن.

 

 

سه دهه تحریم؛ بازی شکست خورده غرب

 تحریم ایران توسط قدرت های بزرگ غربی موضوع تازه ای نبوده و از قدمتی طولانی در تاریخ معاصر ایران بویژه پس از انقلاب اسلامی برخوردار است. «اولین تجربه غرب» در ارتباط با تحریم ایران به دوران حکومت مصدق و سیاست او مبنی بر «ملی شدن صنعت نفت» بر می‌گردد که غربی ها درصدد بر آمدند با استفاده از ابزار تحریم و فشار اقتصادی بر ایران که تنها درآمدش منابع حاصل از فروش نفت بود، جریان ملی شدن صنعت نفت در ایران را «مهار» کنند. اما دولت مصدق نه تنها عقب ننشست بلکه با توسعه بازارهای خارجی و فروش نفت به قیمتی کمتر از آنچه که در بازارهای جهانی وجود داشت توانست از  مهلکه ای که غرب درست کرده بود موفق بیرون آید هرچند که به بهای سقوط دولتش تمام شد.

«تجربه دوم» مبتنی بر تحریم ایران از سوی غرب و بویژه آمریکا، در پیروزی انقلاب و در سال ۵۷  رخ داد. تحریم صنعت نفت در این مقطع از طریق فراخواندن کارشناسان خارجی و عدم تأمین قطعات زیر ساخت این صنعت و نیز تخلیه کلیه اطلاعات کشف منابع جدید نفتی آغاز شد بگونه ای که صادرات روزانه ۴ میلیون بشکه نفت قبل از انقلاب به یکباره به زیر
 یک میلیون بشکه نفت رسید که این امر ناگهان باعث کاهش عرضه و متعاقباً افزایش قیمت نفت از ۱۲ دلار به مرز ۳۴ دلار شد که در این بین جمهوری اسلامی با بدست گرفتن
«ابتکار عمل» یعنی فروش نفت ۳۰ دلاری، بازارهای جدیدی را به روی خود گشود و در آن شرایط بسیار سخت از این بحران جان سالم به در برد.

«تجربه سوم» مبتنی بر تحریم، اعمال تحریم های ظالمانه نفتی و بانکی است که در سال‌های گذشته با همدستی آمریکا و کشورهای اروپایی اعمال و گسترانیده شده است. این در حالی است که باید توجه داشت تحریم و «ماهیتی» به نام تحریم درباره جمهوری اسلامی نه تنها تاکنون جواب نداده بلکه در آینده نیز نتیجه ای در بر نخواهد داشت.

نیم نگاهی گذرا به کلکسیون تحریم های اعمالی غرب بر علیه ایران 

درو اول تحریم های اعمالی (دهه 1980) توسط غرب از اواخر دهه 1970 و پس از وقوع انقلاب اسلامی بر علیه ایران اعمال شد. در این دوره یعنی دهه 1980 که مصادف با حمله عراق با ایران نیز بود آمریکا بصورت فراقانونی و «یک‌جانبه» با نقض تمامی مقررات بین‌المللی بیشتر در حوزه های «مالی و تسلیحاتی» جمهوری اسلامی را مورد تحریم قرار داد.

دور دوم تحریم ها (دهه 1990) پس از یک تنفس شش ساله این بار توسط کلینتون از سال 1995 شروع شد. در واقع آمريکايى‌ها پس از آزاد سازى کويت از اشغال نظاميان بعثى‌، طرح به اصطلاح «مهار دوگانه‌« را در ماه مه 1993 براى اعمال فشار بر دو کشور ايران و عراق و تحريم اين دو کشور مطرح کردند.

ممنوعیت معاملات نفتی با ایران با هدف جلوگیری از توسعه صنعت نفت توسط کلینتون، ممنوعیت هرگونه تجارت و سرمایه گذاری بین ایران و آمریکا، تصویب قانون مجازات علیه شرکت های غیرآمریکایی که در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری کنند توسط آمریکا که به «قانون داماتو» معروف است، تلاش برای تشدید تحریم بخش انرژی و تحریم کشورهای ثالث صادرکننده به ایران توسط آمریکا ترحیم هایی است که در دور دوم اعمال شد.

دور سوم تحریم ها (دهه اول قرن 21) بدنبال ناکامی هایی که پس از دو دهه تحریم های یکجانبه علیه ایران، متوجه آمریکا شده بود، این کشور را بر آن داشت تا این بار با توسل به «مکانیسم های بین المللی» از جمله سازمان ملل متحد و به بهانه فعالیت های هسته ای ایران، جمهوری اسلامی را مورد تحریم قرار دهد.

دور چهارم تحریم ها(دهه دوم قرن 21) پس از سی سال سرخوردگی آمریکا از تحریم و فشار بر ایران با اندک تفاوتی از تحریم های سابق و «با مشارکت کشورهای اروپایی» و تحریم «نقاط کلیدی» یعنی نفت، گاز و صنایع پتروشیمی و نیز بانک مرکزی شروع شد که همچنان ادامه دارد.

اهداف آمریکا از تحریم ایران

از یک چشم انداز تئوریکی می توان هدف تحریم و ترویج تبلیغات منفی غرب به ویژه آمریکا علیه ایران را در یک اندیشه نظری پراهمیت در روابط بین الملل جستجو نمود و آن راهبرد جلوگیری از ظهور هژمونی منطقه‌ای و به هم خوردن وضعیت موجود است. در واقع سیاستگذاران و قانونگذاران آمریکایی برداشت‌های مختلفی از تحریم‌ها علیه ایران دارند که از آن جمله می توان به عنوان ابزاری برای آوردن ایران بر سر میز مذاکرات، برگ برنده در مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای ایران، تاکتیکی جهت کاهش سرعت پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران، اقدامی به منظور محدود کردن حمایت ایران از سازمان‌هایی نظیر حزب‌الله و حماس، راهی برای وادار کردن ایران به تغییر سیاست‌های داخلی و در نهایت به عنوان ابزاری برای تغییر حکومت در ایران اشاره نمود. در حقیقت تحریم‌های گوناگونی که در حال حاضر علیه جمهوری اسلامی اعمال شده است همگی با این فرض هستند که می‌توانند با افزایش فشار اقتصادی بر اقتصاد ایران، مؤسسات، شرکت‌های خصوصی و مردم، سیاست رهبران ایران را تغییر دهند.

بطور کلی می توان سه دیدگاه عمده را در خصوص اعمال تحریم های ضد ایرانی غرب بیان داشت: برخی بر این باورند که این تحریم‌ها وسیله‌ای برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره است. گروهی دیگر بخصوص جنگ طلبان کنگره و سنا با همفکری اسرائیل، تحریم‌های جدید آمریکا را مقدمه ای برای اقدام نظامی علیه ایران می‌دانند و گروه سوم نیز بر این باورند که برنامه هسته‌ای ایران حاصل اجتناب ناپذیر فرآیند موجود و تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته‌ای است. از این رو تحریم‌ها علیه ایران از نظر استراتژیست های آمریکایی و اروپایی بخشی از سیاست کلان «مهار ایران» به مانند سیاست مهار شوروی سابق تلقی می‌گردد.  محققاً انگیزه اصلی از تحریم ایران توسط غرب دستیابی تحریم کنندگان به «اهداف سیاسی و امنیتی» از طریق کاهش درآمدهای ارزی و قطع خطوط منابع مالی با خارج با هدف متوقف ساختن فعالیت های هسته ای می باشد. در واقع هدف اولیه و اساسی از تحریم ایران «تضعیف امنیت ملی جمهوری اسلامی» به ویژه در ابعاد سیاسی و اقتصادی است. چرا که امنیت ملی جمهوری اسلامی در چهارچوب تعریفی موسع فقط بعد نظامی را در بر نگرفته بلکه ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی را توأمان شامل می شود.

 نتیجه گیری 

باید اعتراف نمود که غرب هر اندازه که بخواهد به تحریم به عنوان ابزار و سلاحی برای مهار جمهوری اسلامی ایران متوسل شود و از این طریق زیرساخت های صنعتی و اقتصادی در معرض آسیب قرار دهد و آن ها را از کار بیندازد توفیق چندانی در این زمینه کسب نخواهد نمود بلکه بدتر از آن، خود را در بستری از سردرگمی و «پارادوکس های» گوناگون قرار خواهد داد. در حقیقت نگاهی اجمالی به سابقه تحریم های اعمالی غرب بر ضد ایران، همچنین در کنار آن تلاش های خستگی ناپذیر جمهوری به منظور «فائق آمدن و غلبه بر مشکلات ناشی از تحریم ها» بخصوص طراحی راهبردهای اقتصادی «درون زا» با تأکید بر اقتصاد درون محور این نکته کلیدی را در ذهن متبلور می کند که جمهوری اسلامی به عنوان «ارزشی ترین نظام سیاسی جهان» همواره در مناسبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...خود با سایر کشورها برمبنای اصل «حکمت، عزت و مصلحت» رفتار نموده و تحت هیچ شرایطی از مواضع سیاسی و ارزشی خود ذره ای عقب نشینی نکرده است.

اینکه آمریکا و اروپا تصور می کند، همچنان که برای سالیان متمادی نیز این تصور را در ذهن خود پرورانده اند که از طریق تحریم خواهند توانست و یا توانسته اند شاکله اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی ایران را به ورطه نابودی کشانیده و دولت ایران را پای میز مذاکره بکشانند همچنانکه مقامات آمریکایی طی ماه های اخیر و همزمان با اوج گیری مذاکرات هسته ای بر آن تأکید می کنند، در اصل «توهمی» بیش نبوده و نخواهد بود.

غرب از این نکته شدیداً غافل است که ایران نه یک سرزمین صرف جغرافیایی بلکه خاستگاه ارزش های بلند و آرمان های متعالی بشری و انقلابی و مهد انسان های فداکار و از جان گذشته ای است که برای صیانت از تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی و مبانی ایدئولوژیکی کشورشان نه تنها با قدرت تمام مقاومت خواهند نمود بلکه در صورت تداوم ماجراجویی آمریکا و اروپا و صهیونیسم جهانی در مورد سرزمین شان، منافع راهبردی غرب را در اقصی‌نقاط دنیا با تهدیدات اساسی و «خطرات جبران ناپذیر» مواجه خواهند ساخت.

 


 منبع: سخن هادی

 

1394/08/17